سال نو

باز
هم سال نو فرا رسید. سالی دیگر هم رفت. امروز داشتم به تقویم سالهای پیش
نگاه میکردم.آخرین تقویمی که با خودم از ایران آوردم سال 1375 بود که از
دوستی گرفتم و هنوز هم با وجود اینکه برگهایش پره پره شده برایم عزیز است و
همه نوشته های درون آنرا با روزها و آدمهای درونش مرور میکنم.بعضی روزها
را خوب یادمه و بعضی ها رو خیلی کم رنگ.آخرین برگ تقویم ، پر از شماره تلفن
ثابت دوستان و اقوام، که حالا یا جایشان را
به شماره موبایل داده و یا هشت رقمی شده اند. همه اسمها را مرور کردم.
دیدم چقدر و چه آدمهایی که تو زندگیم بودند و هنوز هم هستند. از بعضی ها
فقط شماره ای مانده و یادی. خیلی ها در ورق خوردن این تقویم رفتند و حالا
نیستند. خواستم بگویم که در این سال جدید، برای لحظه ای تقویم قدیمی ات را
بیاور و آدمهای درونش را مرور کن. ببین جای چند نفر از آنها خالی و دیگر
نیستند. اگر هم تقویم نداری، سالها رو در ذهنت مرور کن. میبینی که روزگار و
زمانه به انتظار کسی نمیماند. تقویمش زود زود ورق میخورد و ورق میخورد و
خیلی ها جا میمانند.تنها چیزی که فراموش نمیشود، دوستیها ،خاطرات
خوب،مهربانیها و با هم بودنهاست.در این سال جدید همه روزها رو مرور کن و
خاطرات بد را کنار بگذار و قشنگی ها را با همه تقسیم کن. با رفیقت، با
خانواده و با هر کسی که دوستش داری. چون این سال را هم سال دیگر در تقویمت
ورق خواهی زد و باز هم و شاید کسانی فقط یادشان بماند و شماره ای........
نگذار که از کسانی که دوستشان داری فقط شماره ای از آنها در تقویمت به جا نماند.
سال جدید بر همه شما مبارک باد.
نگذار که از کسانی که دوستشان داری فقط شماره ای از آنها در تقویمت به جا نماند.
سال جدید بر همه شما مبارک باد.
+ نوشته شده در بیست و نهم اسفند 1390ساعت 11:44 بعد از ظهر  توسط فرزاد فرهادیان
|








